تبليغاتX
ایران و ایرانی ، هنـــر اول و آخــــر

ســــلام

كتيبه گنجنامه.هنـــر اول و آخـــر

"خدای بزرگ است اهورامزدا که این سرزمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با ملت های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی. "

 

      كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند كه درفاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

        به سبب آنکه هگمتانه، پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده و در مسیر جاده شاهی قرار داشته است، "داریوش اول هخامنشی" پس از اتمام کار سنگ نبشه های بیستون، دستور نقر کتیبه کنونی گنجنامه را داده است. پس از او فرزندش " خشایار"  شاه نیز به پیروی از او کتیبه ای در سمت راست و کمی پائین تر از سنگ نبشته پدر، بر جای گذارده است. ( حدود 500 سال ق – م)

       هر یک از کتیبه های به سه زبان، در سه ستون و 20 سطر، بر روی صخره ای بزرگ حک شده اند، که در ستون دست چپ، متن" فارسی باستان" ، ستون وسط؛ "عیلامی" یا شوشی و ستون دست راست کتیبه ها، به زبان" بابلی یا اکدی" و هر سه به خط میخی مادی یا هخامنشی می باشند.

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 18:4 توسط َِِApAdAnA |

چقـــدر...؟.هنـــر اول و آخـــر

میان جان دو انسان چنین به هم نزدیک

چقدر فاصــله؟

                          آخر چقدر فاصله؟ آه

چقدر ماندن در هالهء تبسم و شــرم؟

چقــدر بودن در پرده ســکوت و نگاه؟

.

چقــــدر دوری از آفتاب آن لبخـــــند

چقدر محروم از سایه سار آن گیسو

چقــــدر باید ســـر کرد بی نوازش او

چقدر؟

.

چقدر...؟چقدر؟

به اصطکاک دل و سنگ گوش دادن ها

به حکــم مبهـــم تقــدیر سر نهادن ها

.

بشر چقدر به درمان عشق درماندست؟

مگر چقدر ازین عمـــر بی ثمر ماندست؟

 

مگر چه کاری خوشتر ز دوست داشتن است؟

مگر که عشق گناهی برای مرد و زن اســت؟

 

 چقدر باید بر این گــــناه تاوان داد؟

چقدر باید خاموش ماند تا جان داد؟

 

چقدر پرسه زدن در خیال ، با اندوه؟

چقدر صبــر ، چه صبری به سهمگینی ِ کوه؟

 

چقدر سرخ شدن زیر تازیانهء شوق؟

چقدر بی تو نشستن درین سکوت و ستوه؟

.

چقدر بی تو به دنبال خویش گردیدن؟

کویر حوصله را با تو در نَوَردیدن؟

.

میان جان دو عاشق چنین بهم نزدیک

چقدر باید مشــــتاق ماند و ماند صبور

چقــــدر باید نزدیک بود و از هــم دور

چقـــدر؟

                          چقـــــــــدر؟

                                                                         فريدون مشيري.هنــر اول و آخـــر

نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386ساعت 18:37 توسط َِِApAdAnA |