تبليغاتX
ایران و ایرانی ، هنـــر اول و آخــــر

ســــلام

مرد نمــكي.هنـــر اول و آخـــر

 كيسه‌اش را كه از سنگ‌هاي نمك پر كرده بود، روي دوشش انداخت. چراغ پيه‌سوزش را به دست گرفت تا برگردد. نوري كم‌سو، ديواره‌هاي معدن را روشن كرد. انديشيد: اگر بتواند نمك‌ها را به قيمت مناسب بفروشد ... كه ناگهان، صدايي بلند شد. لرزشي زيرپايش احساس كرد. به لحظه‌اي، همه چيز در هم پيچيد. معدن نمك ريزش كرده بود و مرد كه تا لحظاتي پيش به زندگي مي‌انديشيد، زير خروارها نمك دفن شد.

اما از ميان نرفت. او ماند تا پس از گذشت سده‌ها، به عنوان  مرد نمكي ايران، گوشه‌اي از تاريخ و هويت ايرانيان باستان را به آيندگان بنماياند

طبق كاوش هاي انجام يافته همچنين مشخص شد كه معدن "كانسار نمك در روستاي چهر آباد زنجان " از حدود اواخر عصر آهن شناسايي شده است . براساس آزمايشات ساليابي كربن 14 مشخص شد كه مرد نمكي 3 ، 4 ، 5 ، مربوط به دوره هخامنشي با قدمت حدود 2300 سال و مرد نمكي 1 ، 2 ، مربوط به دوره اشكاني و اوايل ساساني ، با قدمت حدود 1800 سال قبل است . بنابراين با توجه به شواهد و مدارك موجود ، ريزش تونل هاي معدن چهر آباد ، دست كم دوبار و با فاصله زماني حدود 500 سال رخ داده است .

 اين جسد، "مرد نمكي 1 "نام گرفت و بعد از بررسي‌هاي گوناگون روي تك‌تك جوارح و اشياي متعلقه، به موزه ملي ايران (ايران باستان: واقع در ميدان امام خميني،خيابان سي تير) منتقل شد.

 اشيايي كه به همراه مرد نمكي۱  كشف شدند عبارتند از :

1.     سه قبضه چاقو : اين چاقو ها داراي دسته هايي از جنس شاخ مي باشند . قسمت تيغه بوسيله ميخ پرچ به دسته متصل شده است . تيغه ها دچار زنگ زدگي و خورده شد اند . يكي ازآنها درون غلاف چرمي مي باشد كه بوسيله قلاب چرمي متصل به آن از بند كمي آويزان مي شده است . محلي نيز براي نگهداري شي نقره اي به نام گوش پاك كن روي آن تعبيه شده است .

2.     گوش پاك كن : اين شي كه از جنس نقره و داراي 5/8 سانتيمتر طول مي باشد ، يك سر أن بصورت قاشق كوچك و طرف ديگر آن نوك تيز و قسمت وسط كه دسته آن مي باشد بصورت مارپيچ ساخته شده است .

3.     شلوارك : شلـــوارك بخشي از لباس مرد نمكي است كه داراي بافت ساده و از جنس پشم مي باشد . قرآن 35 سانتيمتر و در نزديكي لبه ساقين يك حاشيه تزئيني بصورت << و رنگهاي آبي ، سبز ، قرمز و قهوه اي به پهناي 15 ميليمتر ديده مي شود .

بخشهايي از شلوارك دچار پارگي و لكه  شده است .اما در مجموع الياف از وضعيت استحكاكي خوبي برخوردار و نرم و قابل اختلاف هستند .

4.     تكه هاي پارچه : اين پارچه ها نيز بخشهايي از بالاپوش ( لباس) مرد نمكي بوده اند . جنس آنها نيز از پشم و داراي نقوش ساده و هندسي بارنگهاي قرمز و قهوه اي هستند .

5.     طناب چرمي : سه تكه طناب چرمي جمعاً به طول 169 سانتيمتر و عرض 2 سانتيمتر در ميان اشيا به چشم مي خورد .

(تمام اين موارد رو ميتونيد در موزه ملي ايران باستان ببينيد... اجازه عكسبرداري داده نمي شود...)

باقي مطالب در ادامــه . . .


...ادامهء همين مطلبــــم...
نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 19:39 توسط َِِApAdAnA |

باز باران بي ترانه. هنـــر اول و آخـــر

باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم 

 
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست
 
 
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم
 
 
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم
 
 
نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم
 

یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان
 
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم
کجــــای این لجـــــن زیباست
 

بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست
 
 
و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد
                                                                                                           محمـــد كامبـــد
نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 15:13 توسط َِِApAdAnA |

 

                                    منشور حقوق بشـــر.هنـــر اول و آخــــر

بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر (ادامهء مطلب)که در منشور کورش آمده ریشه در فرهنگ ایرانی دارند .

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادي انسان را فرستاد ، فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. خلاصه متن این منشور چنین است :

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»

 بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر که در منشور کورش آمده ریشه در فرهنگ ایرانی دارند .

                                  من، كوروش ، شاه هخامنشيم.ايران هنـــر اول و آخـــر

  اين نقش برجسته در كاخ دوازه در جنوب شرقي پاسارگاد واقع است. تا سال 1864 ميلادي داراي كتيبه اي سه زبانه با مضمون « من ، كوروش شاه هخامنشي ام » بود.

متن تفكيك شده ء ماده هاي منشور حقوق بشر در ادامه مطلب . . .


...ادامهء همين مطلبــــم...
نوشته شده در سه شنبه 5 تیر1386ساعت 10:38 توسط َِِApAdAnA |