تبليغاتX
ایران و ایرانی ، هنـــر اول و آخــــر

ســــلام

سلام!
نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 21:52 توسط َِِApAdAnA

 گندم بريان..هنـــر اول و آخـــر

گرم ترین نقطه کره زمین با دمای نزدیک به ۷۰ درجه در سایه و حدود 100 درجه در تابستان ، در دشت لوت ایران قرار گرفته است." دکتر پرویز کردوانی "بیابان شناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه" گندم بریان در دشت لوت " که در ۸۰ کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود.

به گفته وی این منطقه همچنین پست ترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب میشود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. کردوانی معتقد است که در گندم بریان در منطقه ای به طول ۲۰۰ کیلومتر و عرض ۱۵۰ کیلومتر هیچ موجود زنده ای زندگی نمی کند و شرایط به گونه ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. گواه کردوانی بر این موضوع این است که در تحقیقات خود مشاهده کرده است که گاو و گوسفند مرده ای که توسط کامیون های عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند. به گفته وی این موضوع نشان می دهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد.

دکتر کردوانی گفت: پیش از اعلام میزان گرمای گندم بریان گمان می شد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با 57/7 درجه سانتی گراد حرارت گرم ترین منطقه کره زمین باشد اما امروز مشخص شده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از ۶۷ درجه سانتی گراد در سایه گرم ترین نقطه کره خاکی است.

نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 10:17 توسط َِِApAdAnA |

دوست ترم مي داري.هنـــر اول و آخـــر

صبورا!

تپه اي ســكوت ، نصيب دور دست مي كني

گنج ِ پنهاني نصيب خاك.

.سـكوت و سايه نصيب دشت ميكني

سيب و سايه نصيب باغ

.گريهء كودكان و زخم آدمي

فقر دشت و راه هاي بي نشان ،

نصيب من.

رحيما!

چه دوست تَـرَم مي داري!

                                                             هيوا مسيح(شباني كه دست هاي خدا را مي شست)

بيوگرافي در ادامه مطلب...


...ادامهء همين مطلبــــم...
نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 11:38 توسط َِِApAdAnA |

كتيبه گنجنامه.هنـــر اول و آخـــر

"خدای بزرگ است اهورامزدا که این سرزمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با ملت های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی. "

 

      كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند كه درفاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

        به سبب آنکه هگمتانه، پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده و در مسیر جاده شاهی قرار داشته است، "داریوش اول هخامنشی" پس از اتمام کار سنگ نبشه های بیستون، دستور نقر کتیبه کنونی گنجنامه را داده است. پس از او فرزندش " خشایار"  شاه نیز به پیروی از او کتیبه ای در سمت راست و کمی پائین تر از سنگ نبشته پدر، بر جای گذارده است. ( حدود 500 سال ق – م)

       هر یک از کتیبه های به سه زبان، در سه ستون و 20 سطر، بر روی صخره ای بزرگ حک شده اند، که در ستون دست چپ، متن" فارسی باستان" ، ستون وسط؛ "عیلامی" یا شوشی و ستون دست راست کتیبه ها، به زبان" بابلی یا اکدی" و هر سه به خط میخی مادی یا هخامنشی می باشند.

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 18:4 توسط َِِApAdAnA |

چقـــدر...؟.هنـــر اول و آخـــر

میان جان دو انسان چنین به هم نزدیک

چقدر فاصــله؟

                          آخر چقدر فاصله؟ آه

چقدر ماندن در هالهء تبسم و شــرم؟

چقــدر بودن در پرده ســکوت و نگاه؟

.

چقــــدر دوری از آفتاب آن لبخـــــند

چقدر محروم از سایه سار آن گیسو

چقــــدر باید ســـر کرد بی نوازش او

چقدر؟

.

چقدر...؟چقدر؟

به اصطکاک دل و سنگ گوش دادن ها

به حکــم مبهـــم تقــدیر سر نهادن ها

.

بشر چقدر به درمان عشق درماندست؟

مگر چقدر ازین عمـــر بی ثمر ماندست؟

 

مگر چه کاری خوشتر ز دوست داشتن است؟

مگر که عشق گناهی برای مرد و زن اســت؟

 

 چقدر باید بر این گــــناه تاوان داد؟

چقدر باید خاموش ماند تا جان داد؟

 

چقدر پرسه زدن در خیال ، با اندوه؟

چقدر صبــر ، چه صبری به سهمگینی ِ کوه؟

 

چقدر سرخ شدن زیر تازیانهء شوق؟

چقدر بی تو نشستن درین سکوت و ستوه؟

.

چقدر بی تو به دنبال خویش گردیدن؟

کویر حوصله را با تو در نَوَردیدن؟

.

میان جان دو عاشق چنین بهم نزدیک

چقدر باید مشــــتاق ماند و ماند صبور

چقــــدر باید نزدیک بود و از هــم دور

چقـــدر؟

                          چقـــــــــدر؟

                                                                         فريدون مشيري.هنــر اول و آخـــر

نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386ساعت 18:37 توسط َِِApAdAnA |

مرد نمــكي.هنـــر اول و آخـــر

 كيسه‌اش را كه از سنگ‌هاي نمك پر كرده بود، روي دوشش انداخت. چراغ پيه‌سوزش را به دست گرفت تا برگردد. نوري كم‌سو، ديواره‌هاي معدن را روشن كرد. انديشيد: اگر بتواند نمك‌ها را به قيمت مناسب بفروشد ... كه ناگهان، صدايي بلند شد. لرزشي زيرپايش احساس كرد. به لحظه‌اي، همه چيز در هم پيچيد. معدن نمك ريزش كرده بود و مرد كه تا لحظاتي پيش به زندگي مي‌انديشيد، زير خروارها نمك دفن شد.

اما از ميان نرفت. او ماند تا پس از گذشت سده‌ها، به عنوان  مرد نمكي ايران، گوشه‌اي از تاريخ و هويت ايرانيان باستان را به آيندگان بنماياند

طبق كاوش هاي انجام يافته همچنين مشخص شد كه معدن "كانسار نمك در روستاي چهر آباد زنجان " از حدود اواخر عصر آهن شناسايي شده است . براساس آزمايشات ساليابي كربن 14 مشخص شد كه مرد نمكي 3 ، 4 ، 5 ، مربوط به دوره هخامنشي با قدمت حدود 2300 سال و مرد نمكي 1 ، 2 ، مربوط به دوره اشكاني و اوايل ساساني ، با قدمت حدود 1800 سال قبل است . بنابراين با توجه به شواهد و مدارك موجود ، ريزش تونل هاي معدن چهر آباد ، دست كم دوبار و با فاصله زماني حدود 500 سال رخ داده است .

 اين جسد، "مرد نمكي 1 "نام گرفت و بعد از بررسي‌هاي گوناگون روي تك‌تك جوارح و اشياي متعلقه، به موزه ملي ايران (ايران باستان: واقع در ميدان امام خميني،خيابان سي تير) منتقل شد.

 اشيايي كه به همراه مرد نمكي۱  كشف شدند عبارتند از :

1.     سه قبضه چاقو : اين چاقو ها داراي دسته هايي از جنس شاخ مي باشند . قسمت تيغه بوسيله ميخ پرچ به دسته متصل شده است . تيغه ها دچار زنگ زدگي و خورده شد اند . يكي ازآنها درون غلاف چرمي مي باشد كه بوسيله قلاب چرمي متصل به آن از بند كمي آويزان مي شده است . محلي نيز براي نگهداري شي نقره اي به نام گوش پاك كن روي آن تعبيه شده است .

2.     گوش پاك كن : اين شي كه از جنس نقره و داراي 5/8 سانتيمتر طول مي باشد ، يك سر أن بصورت قاشق كوچك و طرف ديگر آن نوك تيز و قسمت وسط كه دسته آن مي باشد بصورت مارپيچ ساخته شده است .

3.     شلوارك : شلـــوارك بخشي از لباس مرد نمكي است كه داراي بافت ساده و از جنس پشم مي باشد . قرآن 35 سانتيمتر و در نزديكي لبه ساقين يك حاشيه تزئيني بصورت << و رنگهاي آبي ، سبز ، قرمز و قهوه اي به پهناي 15 ميليمتر ديده مي شود .

بخشهايي از شلوارك دچار پارگي و لكه  شده است .اما در مجموع الياف از وضعيت استحكاكي خوبي برخوردار و نرم و قابل اختلاف هستند .

4.     تكه هاي پارچه : اين پارچه ها نيز بخشهايي از بالاپوش ( لباس) مرد نمكي بوده اند . جنس آنها نيز از پشم و داراي نقوش ساده و هندسي بارنگهاي قرمز و قهوه اي هستند .

5.     طناب چرمي : سه تكه طناب چرمي جمعاً به طول 169 سانتيمتر و عرض 2 سانتيمتر در ميان اشيا به چشم مي خورد .

(تمام اين موارد رو ميتونيد در موزه ملي ايران باستان ببينيد... اجازه عكسبرداري داده نمي شود...)

باقي مطالب در ادامــه . . .


...ادامهء همين مطلبــــم...
نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 19:39 توسط َِِApAdAnA |